صفحات

‏نمایش پست‌ها با برچسب ادبیات جهان. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب ادبیات جهان. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۵ فروردین ۲۱, شنبه

چون سنگی سپید درون چاهی



خاطره‌ای در درونم است
چون سنگی سپید درون چاهی 
سر ستیز با آن ندارم، توانش را نیز
برایم شادی است و اندوه.

در چشمانم خیره شود اگر کسی 
آن را خواهد دید
غمگین‌تر از آنی خواهد شد 
که داستانی اندوه‌زا شنیده است.


می‌دانم خدایان انسان را 
بدل به شیء می‌کنند، بی‌آنکه روح را از او بگیرند.
تو نیز بدل به سنگی شده‌ای در درون من 
تا اندوه را جاودانه سازی




  شعری ازآنا آخماتووا anna akhmatova  شاعر ونویسنده روسی

از مجموعه: شامگاه / ترجمه: احمد پوری

۱۳۸۸ اردیبهشت ۴, جمعه

عشق آفتابی

شعر زیر ترجمه آقای دانيل لدينسكي از یکی از غزلیات حافظ می باشد البته اصل شعر در دیوان حافظ پیدا نشد و بعضی اساتید معتقدند که احتمالا شعر برداشت و تفسیر مترجم از چندین شعر حافظ باشد.

منبع:The Gift: Poems by Hafez the‌ Great Sufi Matser by: Daniel Ladinsky

Even after all this time
The sun never says
to the earth,

"You owe Me."

Look what happens
with a love like that,
It lights the Whole Sky

۱۳۸۷ اسفند ۵, دوشنبه

چلیپا

رفتی ولی نگر که چه بر جا گذاشتی
کوهی الم برای دل ما گذاشتی
راهی شدی وگرمی برفت از فضای من
دلرا اسیر سردی و سرما گذاشتی
رفتی شکست سنبله های امید من
پشتارهء امید به صحرا گذاشتی
رفتی گسست سلسله های خیال ها
با آنکه یاد خود تو به رویا گذاشتی
من ماندم و کویر و عطش همرهء سرابFont size
با خاطرات خوش که ز دریا گذاشتی
ای ناشی در طریقت عشق جای شکوه نیست
تقصیر هرچه بود برما گذاشتی
اول تو شعر عشق بخواندی برای من
آنگه به نفس شعر معما گذاشتی
مارا به شهر شعر و غزل های آبدار
خواندی ولی فسوس که، تنها گذاشتی
با واژه های سبز چو باران به فصل مهر
رفتی بروی مهر مهر چلیپا گذاشتی

از شاعر افغانی خانم نجیبه ایوبی