صفحات

‏نمایش پست‌ها با برچسب نیکی فیروزکوهی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب نیکی فیروزکوهی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۱ بهمن ۱۴, شنبه

سیاه قلم های نیکی فیروزکوهی


بیا زیرِ گنبد‌هایِ سبزِ سبز ، دل آسمان را نگاه داریم ، بی‌ آنکه بشکند

نطفه من یک حادثه بود ... تولدی اتفاقی‌ ... و بر حسب عادت زندگی‌ را ادامه دادم


مادرم بچه نمی‌‌خواست ... پدرم پسر می‌‌خواست ... و من شاعر شدم ... و کمی‌ دیوانه


امروز نوشتم ... زندگی‌ چیزی نیست جز سراب ... هر چند آبادانی هزار هزار


باز نوشتم ... غروب را فراموش کن ... دل به گرگ و میش سحر ببند


تناقض نیست ... اینها انعکاس روح شاعری است که با کمی‌ تاخیر به دنیا آمد



۱۳۹۱ آبان ۳, چهارشنبه

رنجشی نیست

رنجشی نیست

آدم‌ها همینند
خوبند ولی‌ فراموش کار
می‌آیند
می‌ مانند
می روند
مثل مسافران کاروان سرا
مثل ازدحام بی‌ انتهایِ یک خیابان
...
کسی برای بودن


نیامده
 ...
نمی آید  




بر گرفته شده از صفحه سیاه قلمهای نیکی فیروز کوهی