صفحات

‏نمایش پست‌ها با برچسب فاضل نظری. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب فاضل نظری. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۲ فروردین ۲۵, یکشنبه

شنیدم....

از سخن چینان شنیدم آشنایت نیستم

خاطراتت را بیاور تا بگویم کیستم

سیلی هم صحبتی از موج خوردن سخت نیست

صخره ام هر قدر بی مهری کنی می ایستم

تا نگویی اشک های شمع ازکم طاقتی است

در خودم آتش به پا کردم ولی نگریستم  

چون شکست آیینه، حیرت صد برابر می شود

بی سبب خود را شکستم تا بیننم کیستم

زندگی در برزخ وصل و جدایی ساده نیست

کاش قدری پیش از این یا بعد از آن می زیستم

۱۳۹۱ مهر ۶, پنجشنبه

ناگزیر

ناگزیر از سفرم، بی سرو سامان چون باد 
به گرفتار رهایی نتوان گفت آزاد

کوچ تا چند؟! مگر می‌شود از خویش گریخت

بال تنها غم غربت به پرستوها داد

اینکه مردم نشناسند تو را غربت نیست

...غربت آن است که یاران ببرندت از یاد


عاشقی چیست؟ به جز شادی و مهر و غم و قهر؟!


نه من از قهر تو غمگین، نه تو از مهرم شاد


چشم بیهوده به آیینه شدن دوخته‌ای


اشک آن روز که آیینه شد از چشم افتاد