خنجر حرف تو بر پهلوی باورها نشست؛
نوشدارویی
شرابی
شیونی
شعری
به كارش میكنیم
دل كه چركین شد
چكارش میكنیم...؟
...زلف تو در دیر چلیپای من
شعله ی آتش عشقم منگر بر رخ زردم
همه اشکم همه آهم همه سوزم همه دردم
چون سبویی که شکسته ست و رخ چشمه نبیند
کو امیدی که دگرباره همآغوش تو گردم
لاله صبح بهارم که درین دامن صحرا
آتش داغ گلی شعله کشد از دم سردم
کس ندانست که چون زخم جگر سوز نهانی
سوختم سوختم از حسرت و لب باز نکردم
جلوه ی صبح جوانی به همه عمر ندیدم
با خزان زاده ام آری گل زردم گل زردم
این شعر را محمدرضا شفیعی کدکنی، برای ِ مهدی اخوان ثالث سروده است
تصنیف این شعر باصدای شهرام ناظری را از اینجا دانلود و یا گوش کنید.
ترانه این شعر با صدای حبیب را از اینجا گوش کنید
از کنار من افسرده تنها تو مرو
دیگران گر همه رفتند خدا را تو مرو
اشک اگر می چکد از دیده تو در دیده بمان
موج اگر می رود ای گوهر دریا تو مرو
ای نسیم از بر این شمع مکش دامن ناز
قصه ها مانده من سوخته را با تو مرو
ای قرار دل طوفانی بی ساحل من
بهر آرامش این خاطر شیدا تو مرو
سایه ی بخت منی از سر من پای مکش
به تو شاد است دل خسته خدا را تو مرو
ای بهشت نگهت مایه ی الهام سرشک
از کنار من افسرده ی تنها تو مرو
...ادامه مطلب
تصنیف این شعر با صدای شهرام ناظری را از اینجا گوش کنید