صفحات

‏نمایش پست‌ها با برچسب عماد سمیعی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب عماد سمیعی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۹ مرداد ۲۵, دوشنبه

سرودی برای او که بامداد بود ((در ستایش شاملو))

از ناله ی درختان
از وسوسه ی توفان گون باد
و از غشغشه ی مسلسل
جستم نامت را؛

تنها دیوانه ای را یافتم
که دشنه در دل داشت
و دل در دیس،
در باران اشک می خندید
و با آهنگین ترین تجلی سکوت می رقصید،

در حالیکه زیر لب فریاد می زد:

"او تنها به بامداد رسید"

۱۳۸۸ مهر ۲۸, سه‌شنبه

کسالت بغض


غرق در بغضم
غرقه در بغض های ناشکسته
ماتمی که از تلالوء شب لبریزاست
ماتمی که پیوندی آن را گسسته

ناله ای نیست و سر انجامی زاین پیکار
چون پنیری ماندم در حصار یک منقار

آه،عجب سرد است این پوستین چرکین
سرد تر از انجماد روزهای تیر
می جنگم با زمانه و ناجح تر از همه
اما غربت صحن ایشان چه زود کرده مرا پیر!