صفحات

‏نمایش پست‌ها با برچسب شجریان. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب شجریان. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۸ شهریور ۱۵, یکشنبه

رزم مشترک


تصنیف این شعر را با صدای شجریان از اینجا و با صدای نامجو از اینجا دانلود و یا بشنوید


همراه شو عزیز<<>> همراه شو عزیز
تنها نمان به درد<<>> کین درد مشترک
هرگز جدا جدا<<>> درمان نمی شود
دشوار زندگی<<>> هرگز برای ما
دشوار زندگی<<>> هرگز برای ما
بی رزم مشترک<<>> آسان نمی شود
تنها نمان به درد <<>>همراه شو عزیز
همراه شو<<>> همراه شو
همراه شو عزیز
همراه شو عزیز
تنها نمان به درد<<>> کین درد مشترک
هرگز جدا جدا <<>>درمان نمی شود

شعر و موسیقی از آقای مشکاتیان

۱۳۸۸ شهریور ۱۳, جمعه

زبان آتش

تصنیف این شعر با صدای زیبای شجریان را از اینجا دانلود ویا بشنوید.

تفنگت را زمين بگذار
كه من بيزارم از ديدار اين خونبارِ ناهنجار
تفنگِ دست تو يعني زبان آتش و آهن
من اما پيش اين اهريمني ابزار بنيان كن
ندارم جز زبانِ دل -دلي لبريزِ مهر تو-
تو اي با دوستي دشمن.

زبان آتش و آهن
زبان خشم و خونريزي ست
زبان قهر چنگيزي ست
بيا، بنشين، بگو، بشنو سخن، شايد
فروغ آدميت راه در قلب تو بگشايد.

برادر! گر كه مي خواني مرا، بنشين برادروار
تفنگت را زمين بگذار
تفنگت را زمين بگذار تا از جسم تو
اين ديو انسان كش برون آيد.

تو از آيين انساني چه مي داني؟
اگر جان را خدا داده ست
چرا بايد تو بستاني؟
چرا بايد كه با يك لحظه غفلت، اين برادر را
به خاك و خون بغلطاني؟

گرفتم در همه احوال حق گويي و حق جويي
و حق با توست
ولي حق را -برادر جان-
به زور اين زبان نافهم آتشبار
نبايد جست...

اگر اين بار شد وجدان خواب آلوده ات بيدار
تفنگت را زمين بگذار...

...ادامه مطلب

۱۳۸۸ تیر ۷, یکشنبه

برادر بی قراره



شب است و چهره ی میهن سیاهه
نشستن در سیاهی ها گناهه

تفنگم را بده تا ره بجویم
که هر که عاشقه پایش به راهه

برادر بی قراره.
برادر شعله واره.
برادر دشت سینه اش لاله زاره

شب و دریای خوف انگیز و طوفان
من و اندیشه های پاک پویان

برایم خلعت و خنجر بیاور
که خون میبارد از دلهای سوزان

برادر نوجونه.
برادر غرق خونه.
برادر کاکلش آتش فشونه

تو که با عاشقان درد آشنایی
تو که هم رزم و هم زنجییرمایی

ببین خون عزیزان را به دیوار
بزن شیپور صبح روشنایی

۱۳۸۸ اردیبهشت ۲۱, دوشنبه

با تشکر از دوست عزیزی که این ترانه را برای ما فرستادند
هرچه به این ترانه گوش میکنم بیشتر دوست دارم که دوباره گوش کنم.نمی دانم علتش هوای ابری این منطقه هست یا اینکه مدتهاست که گریه نکردم و دوست دارم خجالت نکشم و دلی سیر گریه کنم
این ترانه را میتوانید از اینجا گوش و یا دانلود کنید
خواننده : استاد شجریان /آهنگ ساز : کیهان کلهر
آلبوم : شب سکوت کویر/آهنگ بر اساس موسیقی مقامی خراسان

ببار اي ابر بهار
با دلم به هواي زلف يار
ببار اي ابر بهار
با دلم به هواي زلف يار
داد و بيداد از اين روزگار
ماهو دادن به شبهاي تار
اي بارون
اي بارون، اي بارون
ماهو دادن به شبهاي تار اي بارون
بر کوه و دشت و هامون ببار اي بارون
ببار اي ابر بهار
ببار اي بارون ببار
با دلم گريه کن خون ببار
در شبهاي تيره چون زلف يار
بهر ليلي چو مجنون ببار
اي بارون
دلم خون شد خون ببار
بر کوه و دشت و هامون ببار
به سرخي لبهاي سرخ يار
به ياد عاشقاي اين ديار
به کام عاشقاي بي مزار
اي بارون


۱۳۸۷ آذر ۲۵, دوشنبه

بی‌همزبان



تصنیف بسیار زیبای این شعررا با صدای شجریان به همراه ارکستر سیمفونی از اینجا و به همراه نی و سه تار ازاینجا دانلود ویا گوش کنید.


هر دمی چون نی، از دل نالان شکوه‌ها دارم
روی دل هر شب، تا سحرگاهان با خدا دارم

هر نفس آهی‌ست از دل خونین
لحظه‌های عمر بی‌سامان می‌رود سنگین
اشک خون‌آلوده‌ام دامان می‌کند رنگین

به سکوت سرد زمان به خزان زرد زمان
نه زمان را درد کسی نه کسی را درد زمان

بهار مردمی‌ها دی شد زمان مهربانی طی شد
آه از این دم‌سردی‌ها، خدایا

نه امیدی در دل من که گشاید مشکل من
نه فروغ روی مهی که فروزد محفل من

نه همزبان دردآگاهی که ناله‌ای خرد با آهی
داد از این بی‌دردیها، خدایا

نه صفایی ز دمسازی به جام می
که گرد غم ز دل شوید

که بگویم راز پنهان
که چه دردی دارم بر جان

وای از این بی‌همرازی، خدایا
وه که به حسرت عمر گرامی سر شد
همچو شراری از دل آذر بر شد و خاکستر شد

یک نفس زد و هدر شد
روزگار من به سر شد

چنگی عشقم راه جنون زد
مردم چشمم جامه به خون زد، یارا

دل نهم ز بی‌شکیبی
با فسون خودفریبی

چه فسون نافرجامی
به امید بی‌انجامی
وای از این افسون‌سازی، خدایا

۱۳۸۷ آذر ۲۳, شنبه

نــاز لیلـــی

این شعر طبیب اصفهانی دستمایه ترانه های بسیاری شده است که بیشر آنان بنام" نوائی" مشهورند.
تصنیف این شعر با صدای سیاوش(محمدرضا شجریان) که بیش از چهل سال پیش بنام"ناز لیلی" اجرا شده است را از اینجا دانلود و یا گوش کنید.
دیگر خواننده ها که این ترانه را خوانده اند عبارتند از:عبدالوهاب شهيدی - شکيلا - محمد اصفهانی - بیژن بیژنی - جهان - امیر آرام - شادمهر عقیلی و...



غمش در نهــــانخــانه دل نشینــــد

بنــازی که لیلـــی به محفل نشینــد

بدنبال محمـــل چنان زار گــــر یــم

که از گــریه ام ناقــه در گل نشیند

خلد گر بپا خاری آسان بـــر آ رم

چه سازم بخاری که در دل نشینــد

پی ناقه اش رفتــم اهستــه تـرسم

غبــاری بدامان محمــــل نشینــــد

مرنجان دلم را که این مرغ وحشی

زبامی که برخاست به مشکل نشیند

عجب نیست که خندد اگر گل بسروی

که درین چمن پای در گـــل نشینـــد

بنازم به بزم محبت کـــه آنجــــــــا

گــدائی با شاهـــی مقابل نشینــــد

طبیب از طلب در دو گیتی میـاســا

کسی چــون میان دو منزل نشینــد



...ادامه مطلب

۱۳۸۷ آذر ۲۰, چهارشنبه

فریاد

تصنیف این شعر را با صدای شجریان از اینجا دانلود ویا گوش کنید.


خانه ام آتش گرفته ست ، آتشی جانسوز
هر طرف می سوزد این آتش
پرده ها و فرشها را ، تارشان با پود
من به هر سو می دوم گریان
در لهیب آتش پر دود
وز میان خنده هایم تلخ
و خروش گریه ام ناشاد
از دورن خسته ی سوزان
می کنم فریاد ، ای فریاد ! ای فریاد

خانه ام آتش گرفته ست ، آتشی بی رحم
همچنان می سوزد این آتش
نقشهایی را که من بستم به خون دل
بر سر و چشم در و دیوار
در شب رسوای بی ساحل
وای بر من ، سوزد و سوزد
غنچه هایی را که پروردم به دشواری
در دهان گود گلدانها
روزهای سخت بیماری
از فراز بامهاشان ، شاد
دشمنانم موذیانه خنده های فتحشان بر لب
بر من آتش به جان ناظر
در پناه این مشبک شب
من به هر سو می دوم
گریان ازین بیداد
می کنم فریاد ، ای فریاد ! ای فریاد

وای بر من ، همچنان می سوزد این آتش
آنچه دارم یادگار و دفتر و دیوان
و آنچه دارد منظر و ایوان
من به دستان پر از تاول
این طرف را می کنم خاموش
وز لهیب آن روم از هوش
ز آندگر سو شعله برخیزد ، به گردش دود
تا سحرگاهان ، که می داند که بود من شود نابود
خفته اند این مهربان همسایگانم شاد در بستر
صبح از من مانده بر جا مشت خاکستر
وای ، ایا هیچ سر بر می کنند از خواب
مهربان همسایگانم از پی امداد ؟
سوزدم این آتش بیدادگر بنیاد
می کنم فریاد ، ای فریاد ! ای فریاد


Download , Shajarian , akhavan sales,sher Iran

...ادامه مطلب

۱۳۸۷ آذر ۱۴, پنجشنبه

پیری و معرکه گیری

ترانه این شعر را با صدای شجریان ازاینجا گوش کنید
قابل ذکر است شعر و ترانه با لهجه خراسانی می باشد.

یره گه کار مو و تو دره بالا می گیره
ذره ذره دره عشقت تو دلم جا می گیره

روز اول به خودم گفتم ایم مثل بقی
حالا کم کم می بینم کار دره بالا میگیره

چن شبه واز مو دوزم چشمامه تا صبحه به چخت
یا بیک سم بی خودی مات ممنه را می گیره

چن شبه واز مث چل سال پیش از ای مرغ دلم
تو زمستون بهنه سبزه و صحرا می گیره
تا سحر جل مزنم خواب به سراغم نمیه

هی دلم مثل بچه بهنه ی بیجا می گیره
موگومش هر چی که مرگت چیه ؟ کوفتی نمگه
عوضش نق مزنه ذکر خدایا می گیره

پیری و معرکه گیری که مگن حال مویه
دره کم کم ای کتاب صفحه پینجاه می گیره

هر که عاشق مشه پنهون مکنه مثل اویه
که سوار شتر و پوشتشه دولا می گیره

کتا کردن دامنا تا بیخ رون، مشتی عماد
دیگه مجنون توی خواب دامن لیلی می گیره