صفحات

‏نمایش پست‌ها با برچسب امیر آروین. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب امیر آروین. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۸ مهر ۷, سه‌شنبه

عدالت

عدالت در زمانِ ما
معنی ِ وارونه ای دارد!
عدالت
معنی ِ وارونه و بیهوده ای دارد!
عدالت، لکّهی ننگ ِ دروغ است
عدالت، یک فریب ِ اجتماعی ست!
عدالت، یک مترسک
یک عروسک
یک لباسِ خیمه شب بازی ست!
عدالت
آلت ِ خون و قِتال است.
عدالت
آلت ِ ظلم و فَغان است.
عدالت
آلت ِ زهد و ریاکاری ست.
عدالت
آلت ِ دست ِ جهانخواری ست.
عدالت در زمانِ ما
دریغا
معنی ِ وارونه ای دارد!
عدالت
ای دریغا ...
معنی ِ بیهوده ای دارد!

۱۳۸۸ مهر ۱, چهارشنبه

سرزمینم

سرزمینم
سالهاست
ویران شده است.
سرزمینم
در قعرِ زمان
گُم شده است.
سرزمینم
مدفون شده در
نقشه ی مقبره ی جفرافی!
سرزمینم
لکّه ی ننگ ِ سیاهی ست
در اعماقِ کتابِ تاریخ :
لکّه ی ننگ ِ سیاه ِ دلِ حُکّام ِ زمان
لکّه ی ننگ ِ سیاه ِ نفت، در بُشکه ی خام
لکّه ی ننگ ِ سیاه ِ زور، تزویر و ریا
لکّه ی سبز و سپید و سرخ، بر چوبه ی دار

سرزمینم
سالهاست
ویران شده است.
سرزمینم
در قعرِ زمان
گُم شده است
...ادامه مطلب

۱۳۸۸ اردیبهشت ۴, جمعه

سهراب نامه



به سراغ ِ تو اگر می آیم
می دانم
پشت ِ هیچستانی ...
... پشت ِ یک آبادی
که در آن سایه ی نارونی
تا ابدیت جاری است ...
... من در این آبادی
پی ِ یک سهرابم!
پی ِ یک وسعت ِ بی واژه
که بگوید : سهراب

******

من در این لحظه ی پاک و ابدی
که میان ِ من و این دریاچه
قدمی فاصله است
می نشینم لب ِ آب
تا بپرسم از باد
خانه ی دوست کجاست؟
و در این دریاچه :
موجهایی چه لطیف!
انعکاسی چه قشنگ!
... دخترانی لب آب
آب را گل نکنیم :
روی زیبا دَه برابر شده است!

*****



من در این آبادی
می روم تا سرِ کوه
می دوم تا ته ِ دشت ...
... شاید از کوچه ی هجرت که گذشتم
بعد از آن کوچه که از پشت ِ بلوغ
سر به در می آرد
پشت ِ آن هیچستان
بعد از آن کاج ِ بلند
به سرِ تپّه ی معراج ِ شقایق بروم
و در آن تنهایی
در صمیمیت ِ سیّال فضا
دو قدم مانده به گُل
نرم وآهسته صدایش بزنم
مبادا که ترک بردارد
چینی ِ نازک ِ تنهایی او ...
... و بگویم :
آری آری ... سهراب!
تا شقایق هست
زندگی خواهم کرد
زندگی خواهم کرد.

...ادامه مطلب