صفحات

‏نمایش پست‌ها با برچسب هلالي جغتائي. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب هلالي جغتائي. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۷ بهمن ۲۳, چهارشنبه

یار آمد و من طاقت دیدار ندارم


یار آمد و من طاقت دیدار ندارم

از خود گله ای دارم و از یار ندارم


چندان که غم یار ز خود بی خبرم کرد

حالی ، گله از طعنه ی اغیار ندارم


گو خلق بدانند که من رندم و رسوا

از رندی و بدنامی خود عار ندارم


حال من دل خسته خراب است،هلالی

آزرده دلی دارم و غمخوار ندارم

۱۳۸۷ بهمن ۴, جمعه

چند رباعی از هلالی چغتائی


تا كي دلت از چـرخ حـزين خواهد بود
با محنت و درد همنشين خواهد بود

خوش باش كه روزگار پيش از من و تو
تا بود چنين بـود و چنــان خواهد بود

*************

دردا كه اسير ننگ و ناميم هنوز
در گفت و شنيد خاص و عاميم هنوز

شد عمر تمام و نا تماميم هنوز
صد بــار بسـوختـيــم و خـاميم هنوز

************

ني از تو حيات جـــاودان مي خواهم
ني عيش و تنعم جهـان مي خواهم

ني كام دل و راحت جان مي خواهم
آني كه رضاي توست آن مي خواهم

***********

دور از تو صبوري نتوانـد دل مـــن
وصل تو حيات خويش داند دل من

آهسته رو اي دوست كه دل همره توست
زنهار! چنان مـرو كــه ماند دل من

۱۳۸۷ دی ۲۲, یکشنبه

ای وای بر من و دل امیدوار من


دل، خون شد از امید نشد یار، یار من
ای وای بر من و دل امیدوار من

ای سیل اشک! خاک وجودم به باد ده
تا بر دل کسی ننشیند غبار من!

از جور روزگار چه گویم؟ که در فراق
هم روز من سیه شد و، هم روزگار من

زین پیش، صبر بود دلم را، قرار نیز
یا رب کجا شد آن همه صبر و قرار من؟

نزدیک شد که خانه عمرم شود خراب
رحمی بکن، وگر نه خراب است کار من

گفتی: برو"هلالي" و صبر اختیار کن
وه! چون کنم؟ که نیست به کف اختیار من.

درباره هلالی

بَدرالدین (نورالدین هم نوشته‌اند) هِلالی جَغتائی اَستَرآبادی یکی از شاعران پارسی‌گوی اواخر سدهٔ 9 و آغاز سدهٔ 10 هجری قمری بود. برجسته‌ترین اثر او مثنوی شاه و درویش (شاه و گدا) است که به زبان آلمانی نیز ترجمه شده‌است . وی اهل استرآباد (گرگان کنونی) و بزرگ‌شدهٔ این شهر بود و در نوجوانی به هرات رفت. نیاکان هلالی از اصالتاً از ترکمن‌های جغتائی بودند که به گرگان هجرت کرده بودند.
هلالی از پرورش‌یافتگان امیر علیشیر نوائی و از هم‌نشینان سلطان حسین بایقرا تیموری بود. عبیدالله خان ازبک شیبانی پس از اشغال هرات، نحست هلالی را همراه خود کرد ولی بعد او را به جرم شیعه بودن و در پی تحریک رشکمندان، شکنجه داد و مأمورانش هلالی را با سری شکسته و خون‌آلود در چهارسوق هرات کشتند.

...ادامه مطلب