صفحات

‏نمایش پست‌ها با برچسب ترانه. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب ترانه. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۵ آذر ۲۹, دوشنبه

جان منست او

 می توانید ترانه های این غزل را باصدای محسن چاوشی - مهدی فلاح  و مسعود  مظلوم گوش کنید
جان منست او هی مزنیدش
آن منست او هی مبریدش
آب منست او نان منست او
مثل ندارد باغ امیدش
باغ و جنانش آب روانش
سرخی سیبش سبزی بیدش
متصلست او معتدلست او
شمع دلست او پیش کشیدش
هر که ز غوغا وز سر سودا
سر کشد این جا سر ببریدش
هر که ز صهبا آرد صفرا
کاسه سکبا پیش نهیدش
عام بیاید خاص کنیدش
خام بیاید هم بپزیدش
نک شه هادی زان سوی وادی
جانب شادی داد نویدش
داد زکاتی آب حیاتی
شاخ نباتی تا به مزیدش
باده چو خورد او خامش کرد او
زحمت برد او تا طلبیدش

۱۳۸۸ آذر ۲۹, یکشنبه

خداحافظ زیبا روی

فایل صوتی این ترانه را می توانید ازاینجا و ورشن دیگر را می توانید از اینجا دانلود ویا گوش تمایید



ترجمه اینگلیسی در زیر و متن اصلی(ایتالیایی) بدنبال آمده است.


English translation

One morning I awakened
Oh Goodbye beautiful, Goodbye beautiful, Goodbye beautiful! Bye! Bye!
One morning I awakened
And I found the invader

Oh partisan carry me away
Oh Goodbye beautiful, Goodbye beautiful, Goodbye beautiful! Bye! Bye!
Oh partisan carry me away
Because I feel death approaching

And if I die as a partisan
(And if I die on the mountain)
Oh Goodbye beautiful, Goodbye beautiful, Goodbye beautiful! Bye! Bye!
And if I die as a partisan
(And if I die on the mountain)
Then you must bury me

Bury me up in the mountain
(And you have to bury me)
Oh Goodbye beautiful, Goodbye beautiful, Goodbye beautiful! Bye! Bye!
Bury me up in the mountain
(And you have to bury me)
Under the shade of a beautiful flower

And the people who shall pass
(And all those who shall pass)
Oh Goodbye beautiful, Goodbye beautiful, Goodbye beautiful! Bye! Bye!
And the people who shall pass
(And all those who shall pass)
Will tell me: "what a beautiful flower"
(And they will say: "what a beautiful flower")

This is the flower of the partisan
(And this is the flower of the partisan)
Oh Goodbye beautiful, Goodbye beautiful, Goodbye beautiful! Bye! Bye!
This is the flower of the partisan
(And this is the flower of the partisan)
Who died for freedom


Italian lyrics

Una mattina mi son svegliato,
o bella, ciao! bella, ciao! bella, ciao, ciao, ciao!
Una mattina mi son svegliato,
e ho trovato l'invasor.

O partigiano, portami via,
o bella, ciao! bella, ciao! bella, ciao, ciao, ciao!
O partigiano, portami via,
ché mi sento di morir.

E se io muoio da partigiano,
(E se io muoio sulla montagna)
o bella, ciao! bella, ciao! bella, ciao, ciao, ciao!
E se io muoio da partigiano,
(E se io muoio sulla montagna)
tu mi devi seppellir.

E seppellire lassù in montagna,
(E tu mi devi seppellire)
o bella, ciao! bella, ciao! bella, ciao, ciao, ciao!
E seppellire lassù in montagna,
(E tu mi devi seppellire)
sotto l'ombra di un bel fior.

Tutte le genti che passeranno,
(E tutti quelli che passeranno)
o bella, ciao! bella, ciao! bella, ciao, ciao, ciao!
Tutte le genti che passeranno,
(E tutti quelli che passeranno)
Mi diranno «Che bel fior!»
(E poi diranno «Che bel fior!»)

«È questo il fiore del partigiano»,
(E questo è il fiore del partigiano)
o bella, ciao! bella, ciao! bella, ciao, ciao, ciao!
«È questo il fiore del partigiano,
(E questo è il fiore del partigiano)
morto per la libertà!»
(che e' morto per la liberta')
...ادامه مطلب

۱۳۸۷ آذر ۱۷, یکشنبه

خیال

بذار خیال کنم هنوز ترانه هامو میشنوی
هنوز هوامو داری و هنوز صدامو میشنوی
بذار خیال کنم هنوز یه لحظه از نیازتم
اگه تمومه قصه مون, هنوز ترانه سازتم
بذار خیال کنم هنوز پر از تب و تاب منی
روزا به فکر دیدنم شبا پر از خواب منی

***
بذار خیال کنم تو دلتنگی هات
غروب که می شه یاد من می افتی
تویی که قصۀ طلوع عشق و
گفتی و دوست دارم و نگفتی
بذار خیال کنم منم, اون که دلت تنگه براش
اونی که وقتی تنهایی,پر می شی از خاطره هاش
اون که هنوز دوسش داری ,اون که هنوزهم نفسه
بذار خیال کنم منم ,اونی که بودنش بسه

***
دوباره فالِ حافظ و دوباره توی فالمی
بذار خیال کنم بذار , اگر چه بی خیالمی
بذار خیال کنم تو دلتنگی هات
غروب که می شه یاد من می افتی
تویی که قصۀ طلوع عشق و
گفتی و دوست دارم و نگفتی
گفتی و دوست دارم و نگفتی
.........

۱۳۸۷ آذر ۱۴, پنجشنبه

پیری و معرکه گیری

ترانه این شعر را با صدای شجریان ازاینجا گوش کنید
قابل ذکر است شعر و ترانه با لهجه خراسانی می باشد.

یره گه کار مو و تو دره بالا می گیره
ذره ذره دره عشقت تو دلم جا می گیره

روز اول به خودم گفتم ایم مثل بقی
حالا کم کم می بینم کار دره بالا میگیره

چن شبه واز مو دوزم چشمامه تا صبحه به چخت
یا بیک سم بی خودی مات ممنه را می گیره

چن شبه واز مث چل سال پیش از ای مرغ دلم
تو زمستون بهنه سبزه و صحرا می گیره
تا سحر جل مزنم خواب به سراغم نمیه

هی دلم مثل بچه بهنه ی بیجا می گیره
موگومش هر چی که مرگت چیه ؟ کوفتی نمگه
عوضش نق مزنه ذکر خدایا می گیره

پیری و معرکه گیری که مگن حال مویه
دره کم کم ای کتاب صفحه پینجاه می گیره

هر که عاشق مشه پنهون مکنه مثل اویه
که سوار شتر و پوشتشه دولا می گیره

کتا کردن دامنا تا بیخ رون، مشتی عماد
دیگه مجنون توی خواب دامن لیلی می گیره


۱۳۸۷ آذر ۱۱, دوشنبه

اشک مهتاب(ترانه ها)


ترانه این شعر را با صدای سیاوش کسرایی از اینجا دانلود ویا بشنوید.
ترانه این شعر را با صدای شجریان از اینجا دانلود ویا بشنوید.

من آن ابرم که می آیم ز دریا
روانم در به در صحرا به صحرا
نشان کشتزار تشنه ای کو
که بارانم که بارانم سراپا

پرستوی فراری از بهارم
یک امشب میهمان این دیارم
چو ماه از پشت خرمن ها بر اید
به دیدارم بیا چشم انتظارم

کنار چشمه ای بودیم در خواب
تو با جامی ربودی ماه از آب
چو نوشیدیم از آن جام گوارا
تو نیلوفر شدی من اشک مهتاب

به من گفتی که دل دریا کن ای دوست
همه دریا از آن ما کن ای دوست
دلم دریا شد و دادم به دستت
مکش دریا به خون پروا کن ای دوست

به شب فانوس بام تار من بود
گل آبی به گندمزار من بود
اگر با دیگران تابیده امروز
همه دانند روزی یار من بود

نسیم خسته خاطر شکوه آمیز
گلی را می شکوفاند دل آویز
گل سردی گل دوری گل غم
گل صد برگ و ناپیدای پاییز

من و تو ساقه یک ریشه هستیم
نهال نازک یک بیشه هستیم
جدایی مان چه بار آورد ؟ بنگر
شکسته از دم یک تیشه هستیم

سحرگاهی ربودندش به نیرنگ
کمند اندازها از دره تنگ
گوزن کوه ها دردره بی جفت
گدازان سینه می ساید به هر سنگ

سمندم ای سمند آتشین بال
طلایی نعل من ابریشمین یال
چنان رفتی بر این دشت غم آلود
که جز گردت نمی بینم به دنبال

تن بیشه پر از مهتابه امشب
پلنگ کوه ها در خوابه امشب
به هر شاخی دلی سامان گرفته
دل من در برم بی تابه امشب

غروبه راه دور وقت تنگه
زمین و آسمان خونابه رنگه
بیابان مست زنگ کاروانهاست
عزیزانم چه هنگام درنگه

ز داغ لاله ها خونه دل من
گلستون شهیدونه دل من
نداره ره به آبادی رفیقون
بیابون در بیابونه دل من

از این کشور به آن کشور چه دوره
چه دوره خانه دلبر چه دوره
به دیدار عزیزان فرصتت باد
که وقت دیدن دیگر چه دوره

متابان گیسوان درهمت را
بشوی ای رود دلواپس غمت را
تن از خورشید پر کن ورنه این شب
بیالاید همه پیچ و خمت را

گلی جا در کنار جو گرفته
گلی ماوا سر گیسو گرفته
بهار است و مرا زینت دشت گلپوش
گلی باید که با من خو گرفته

سحر می اید و در دل غمینم
غمین تز آدم روی زمینم
اگر گهواره شب وا کند روز
کجا خسبم که در خوابت ببینم

نه ره پیدا نه چشم رهگشایی
نه سوسوی چراغ آشنایی
گریزی بایدم از دام این شب
نه پای ای دل نه اسب بادپایی

چرا با باغ این بیداد رفته ست ؟
بهاری نغمه ها از یاد رفته ست ؟
چرا ای بلبلان مانده خاموش
امید گل شدن بر باد رفته ست ؟

به خاکستر چه آتش ها که خفته است
چه ها دراین لبان نا شکفته است
منم آن ساحل خاموش سنگین
که توفان در گریبانش نهفته است

نگاهت آسمانم بود و گم شد
دو چشمت سایبانم بود و گم شد
به زیر آسمان در سایه تو
جهان دردیدگانم بود و گم شد

غم دریا دلان رابا که گویم ؟
کجا غمخوار دریا دل بجویم ؟
دلم دریای خون شد در غم دوست
چگونه دل از این دریا بشویم؟

سبد پر کرده از گل دامن دشت
خوشا صبح بهار و دشت و گلگشت
نسیم عطر گیاه کال در کام
به شهر آمد پیامی داد و بگذشت

نسیمم رهروی بی بازگشتم
غبار آلودگی این سرگذشتم
سراپا یاد رنگ و بوی گلها
دریغا گو غریب کوه و دشتم

تو پاییز پریشم کردی ای گل
پریشان ز پیشم کردی ای گل
به شهر عاشقان تنها شدم من
غریب شهر خویشم کردی ای گل

خوشا پر شور پرواز بهاری
میان گله ابر فراری
به کوهستان طنین قهقهی نیست
دریغا کبک های کوهساری

بهارم می شکوفد در نگاهت
پر از گل گشته جان من به راهت
به بام آرزویم لانه دارند
پرستوهای چشمان سیاهت

شبی ای شعله راهی در تنم کن
زبان سرخ در پیراهنم کن
سراپا گر بزن خاکسترم ساز
در این تاریکی اما روشنم کن

منم چنگی غنوده در غم خویش
به لب خاموش و غوغا در دل ریش
غبار آلود یاد بزم و ساقی
گسسته رشته اما نغمه اندیش

شقایق ها کنار سنگ مردند
بلورین آب ها در ره فسردند
شباهنگام خیل کاکلی ها
از این کوه و کمرها لانه بردند

بهار آمد بهار سبزه بر تن
بهار گل به سر گلبن به دامن
مرا که شبنم اشکی نمانده است
چه سازم گر بیاید خانه من ؟

غباری خیمه بر عالم گرفته
زمین و آسمان ماتم گرفته
چه فصل است این که یخبندان دل هاست
چه شهر است این که خاک غم گرفته ؟

به سان چشمه ساری پاک ماندم
نهان در سنگ و در خاشاک ماندم
هوای آسمان ها در دلم بود
دریغا همنشین خاک ماندم

سحرگاهان که این دشت طلاپوش
سراسر می شود آواز و آغوش
به دامان چمن ای غنچه بنشین
بهارم باش با لبهای خاموش

تو بی من تنگ دل من بی تو دل تنگ
جدایی بین ما فرسنگ فرسنگ
فلک دوری به یاران می پسندد
به خورشیدش بماند داغ این ننگ

پرستوهای شادی پر گرفتند
دل از آبادی ما بر گرفتند
به راه شهرهای آفتابی
زمین سرد پشت سر گرفتند

به گردم گل بهارم چشم مستت
ببینم دور گردن هر دو دستت
من آن مرغم که از بامت پریدم
ندانستم که هستم پای بستت

الا کوهی دلت بی درد بادا
تنورت گرم و آبت سرد بادا
اسیر دست نامردان نمانی
سمندت تیز و یارت مرد بادا

دو تا آهو از این صحرا گذشتند
چه بی آوا چه بی پروا گذشتند
از این صحرای بی حاصل دو آهو
کنار هم ولی تنها گذشتند

...ادامه مطلب

۱۳۸۷ آبان ۱۰, جمعه

اردلان سرفراز



زمان تولد: سال ١٣٢٩
محل تولد: یکی از شهر های کویری شیراز به نام داراب

شروع کار:
او اولین فرزند خانواده ای اهل ادبیات بود و امید و آروزی پدر و مادری جوان .اولین بار شوق نوشتن و سرودن را مادرش در او به وجود آورد اما شروع زندگی شاعرانه ی او در سال اول دبیرستان در دبیرستان فردوسی با تشویق یکی ازاستادانش به نام دانشمند شروع شد , استادی که برای اولین بار او را با ارزش نوشته ها و اشعارش آشنا کرد. استادانی دیگر هم بودند که نقششان در شکل گیری زندگی شعری او کم نبوده است که عبدالرحیم معزی از جمله ی آن استادان است.فعالیت حرفه ای اردلان سرفراز از زمانی آغاز شد که او به پیشنهاد پسرعموی مادرش (حسین سرفرازی شاعر و روزنامه نگار آن زمان) کارش را به عنوان ترانه سرا با رادیو ایران و ارکستر جوانان آغاز کرد و پس از یک سال به خاطر مشکلاتی آنجا را ترک کرد.اما همان فعالیت ها کافی بود که اردلان سرفراز جوان را وارد دنیای حرفه ای ترانه و ترانه سرایی کند.ترانه ی شب او که توسط ابراهیم حامدی (ابی) اجرا شد و سومین ترانه ی او نیز بود ابی را به شهرت رساند

کارنامه هنری :
او فعالیتش را با ترانه سرایی برای خوانندگانی مانند گوگوش ، داریوش ، فرهاد ، ستار و مازیار پی گرفت که ترانه های غریب آشنا ، جاده ، دستای تو و آینه از جمله ی آن ترانه ها می باشند.او ترانه ی غریب آشنا را در ستایش عشق پاک مادرش به پدرش سرود که همیشه بی صبرانه منتظر بازگشت همسرش به خانه بود.در سال های اوج فعالیت ناگهان پدرش فوت کرد و او ناچار شد به زادگاه خود بازگردد آن هم برای سوگواری در غم پدر در راه همین سفر به زادگاه بود که ترانه ی جاده خلق شد. ترانه ای که به خوبی حال او را در آن لحظه توصیف می کند. همچنین ترانه های دستای تو و چشم من نیز حاصل همان سفر است و اندوه بی پایان او برای از دست دادن پدر.یکی دیگر از نقطه های عطف فعالیت او را می توان ترانه ی ماندنی دو پنجره با صدای جاودانی گوگوش دانست ترانه ای که سرفراز آن را در کافه ای در خیابان شریعتی با دیدن دو پنجره در کنار هم بر روی دیوار مقابل آن کافه سرود.
با شروع انقلاب او وطن را ترک نکرد اما سرانجام در سال ١٣٦٢ وطن را به مقصد آلمان ترک کرد.در طول همان سال ها پیشنهاد ی متعددی از آمریکا به سوی او سرازیر بود اما اردلان سرفراز هیچ کدام را نپذیرفت و نخواست که به خاطر یک مشت دلار نان را به نرخ روز بخورد و ترانه های رایج بگوید برای همین او هرگز اعتماد مخاطبانش را از دست نداد، در عوض در یک کارخانه ی قاب سازی به عنوان یک کارگر ساده استخدام شد با تنی خسته ولی وجدانی راحت و آسوده.اردلان در طول سال های دوری از وطن زندگی کردن در کشور های مختلفی همچون آلمان ، اتریش ، یونان ، ترکیه ، ایتالیا و امریکا را تجربه کرد و این سفر ها بی شک در نوشتن ترانه هایش بی تاثیر نبوده اند.او در این سال ها نیز با خوانندگانی همچون داریوش ،ابی ، معین ،هایده ، شکیلا و سیاوش قمیشی همکاری کرده است که حاصل این همکاری ها نیز کارهای شایسته ای بوده اند.
در سال ١٣٨٠ مجموعه اشعار او به نام از ریشه تا همیشه تو سط انتشارات ورجاوند به چاپ رسید. همچنین کتاب دیگری هم از او به نام سال صفر در دهه ی هشتاد در ایران منتشر شد.لازم به ذکر است که افشین سرفراز برادر اردلان سرفراز نیز ترانه سرایی موفق در ایران است .
ترانه های اردلان سرفراز طعم عشق گمشده ای را می دهند که سال هاست تمام ما به نوعی در پی آنیم. طعم تلخ تنهایی همان دو پنجره ی روبروی کافه...




دو پنجره


توی یک دیوار سنگی


دو تا پنجره اسیرن


دو تا خسته دو تا تنها


یکیشون تو یکیشون من


دیوار از سنگ سیاهه


سنگ سرد و سخت خارا


زده قفل بی صدایی


به لبای خسته ی ما


نمی تونیم که بجنبیم


زیر سنگینی دیوار


همه ی عشق من و تو


قصه هست قصه ی دیدار ، آه


همیشه فاصله بوده بین دستای من و تو


با همین تلخی گذشته


شب و روزهای من و تو


راه دوری بین ما نیست


اما باز اینم زیاده


تنها پیوند من و تو


دست مهربون باده


ما باید اسیر بمونیم


زنده هستیم تا اسیریم


واسه ما رهایی مرگه


تا رها بشیم می میریم ، آه


کاشکی این دیوار خراب شه


من و تو با هم بمیریم


توی یم دنیای دیگه


دستای همو بگیریم


شاید اونجا توی دلها


درد بیزاری نباشه


میون پنجره هاشون


دیگه دیواری نباشه




...ادامه مطلب

۱۳۸۷ مهر ۳۰, سه‌شنبه

کهکشان عشق


آهنگ کهکشان عشق با صدای نوری را از اینجا گوش ویا دانلود کنید

دیدمت آهسته پرسیدمت
خواندمت بر ره گل افشاندمت
آمدی بربام جان پر زدی
همچو نور بردیده بنشاندمت

بردمت تا کهکشانهای عشق
پر کشان تا بی نشانهای عشق
گفتمت افتاده در پای عشق
زندگیست رویای زیبای عشق

می روی چون بوی گل از برم
رفتنت کی می شود باورم
بوده ای چون تاج گل بر سرم
تا ابد یاد تو را می برم