صفحات

‏نمایش پست‌ها با برچسب مهرداد اوستا. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب مهرداد اوستا. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۸ مهر ۲۶, یکشنبه

مست شبرو

ای مست شبرو کیستی؟ آیا مه من نیستی؟
گر نیستی پس چیستی؟ ای همدم تنهای دل؟

جز دل که گیرد جای من، جز من که گیرد جای دل
گر دل بمیرد وای من، گر من بمیرم وای دل

شب می خرامد بی طرب، دل می تپد با تاب و تب
اینک صدای پای شب، آنک صدای پای دل

جوشد بیاد لعل وی، ناله ز هر بندم چو نی
شب می تراود همچو می از چشم می پالای دل

آید از این پرده برون باآه واشکی لاله گون
اشکی نه آهی نه که خون، می جوشداز مینای دل

۱۳۸۷ آذر ۳۰, شنبه

شکوفه ی اشک


وفا نکردی وکردم،جفا ندیدی و دیدم

شکستی ونشکستم،بريدى و نبريدم

اگرزخلق،ملامت وگرز کرده،ندامت

کشیدم از تو کشیدم،شنیدم از تو شنیدم

کی ام؟ شکوفه ی اشکی که در هوای تو هر شب

زچشم ناله شکفتم ، به روی شکوه دویدم

مرا نصیب غم آمد ، به شادی همه عالم

چرا که از همه عالم ،محبت تو گزیدم

چو شمع خنده نکردی مگر به روز سیاهم

چو بخت جلوه نکردی مگر ز موی سپیدم

به جز وفا و عنایت ، نماند در همه عالم

ندامتی که نبردم، ملامتی که ندیدم

نبود از تو گریزی،چنين که بار غم دل

زدست شکوه گرفتم،به دوش ناله کشیدم

جوانی ام به سمند شتاب می شدو از پی

چو گرد در قدم او ،دویدم و نرسیدم

به روی بخت زدیده ،زچهر عمر به گردون

گهی چو اشک نشستم ،گهی چو رنگ پریدم

وفا نکردی و کردم ،به سر نبردی و بردم

ثبات عهد مرا دیدی ای فروغ امیدم




...ادامه مطلب